بند دلم پاره شد.....

مرا ظرفی چینی فرض کن ..... لب پریده و کهنه ..... بارها گوشه های دلم پریده است....سالها پیش هم که شکسته ام!!! چینی بند زن بند های مختلفی به دلم زد... و با هر بندی دلش برای دل شکسته ام سوخت....با خود میگفت خیال کن بند بزنی تکه های شکسته اش را اما......با آن آن ترک عمیقی که به دلش افتاده چه کنم اگر .......دیشب پس از سالها که چینی بند زد دلم را بند زد باز شکستم!!!!!!!!!!!امروز چینی بند زن را خبر کردند او هم غصه داشت گویا میدانست کاری ازدستش ساخته نیست وقتی مرا دید با بغض گفت بندی که به دلش زده بودم پاره شد!!!!!راحتش بگذارید تا بیشتر از این عذاب نکشد......های چینی بند زن یادت رفت تکه های مرا حداقل جمع کنی.... هر تکه را به کسی بده.....آدم های زیادی بر من حق دارند باید محبتشان را باتکه از خودم جبران کنم....تکه هایی از دلم.... تکه هایی از وجودم.....نامردیست فراموش کنم انسانهایی که هر کدام به سهم خودشان در شکستنم سهمی داشتند..........

                  

/ 2 نظر / 66 بازدید
Sharare

خییییییییییییییییییلی قشنگ بود...[دلشکسته]